تبليغاتX
وبلاگ اختصاصی مهدی بریجانیان - سفره خالی
وبلاگ اختصاصی مهدی بریجانیان
موضوعات فرهنگی-ادبی و هنری

 

یاد دارمدر غروبی سرد سرد 

می گذشت از کوچه ما دورگرد 

داد میزد: کهنه قالی میخرم 

دست دوم جنس عالی میخرم

کاسه و ظرف سفالی میخرم 

گر نداری کوزه خالی میخرم 

اشک در چشمان بابا حلقه بست 

عاقبت آهی کشید بغضش شکست 

اول ماه است و نان در سفره نیست  

ای خدا شکرت مگر این زندگیست ؟ 

بوی نان تازه هوشش برده بود 

اتفاقا مادرم هم روزه بود 

خواهرم بی روسری بیرون دوید 

گفت آقا سفر خالی میخرید؟

?مهدی796 | 20/11/1388 | پیوند | 0 نظر | ارسال نظر